زندگی صحنه یکتای هنر مندی ماست

زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست ... هر کسی نغمه ی خود خواند و از صحنه رود ! و ...

هليا
نویسنده : نیکا سجودی - ساعت ۱٢:۱٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/٥/۱٦
 

خواستم به جای اينکه تيکه تيکه راجع به اوضاع احوال هليا بگم همشو باهم بگم!

خب خب از کجا شروع کنيم؟!بهتره اول راجع به کنکور بگم!هليا رتبش شد ۱۱۲۰ البته اولش کلی پنچر بودش اما الان بهتر شده!آره ديگه حاجی می تونين برين شيرينيشو از خودش بگيرين آدرسش تو لينکدونی ام هستش!

بعدشم اينکه هليا امروز اولين جلسه ی کلاس رانندگيه شهرش بود بچه پررو تا حالا پشت فرمون نشسته بود جلسه ی اول ۹۰ تا ميرفت!رو نيست که سنگ پا ولايته!

آخريشم اينکه هليا درگير کارای جشن فارغ التحصيلی اشه و به يه فيلم نياز داره که از زير آب باشه توش ماهی و کوسه و آدم و اينها نباشه فقط آب باشه و حباب اگه فيلمی رو می شناسين بگين بدبخت بيچاره است گناه داره!مرسی!

خب بسه ديگه چقدر مگه می خواين از خواهر آدم خبر داشته باشين؟!هان؟!