زندگی صحنه یکتای هنر مندی ماست

زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست ... هر کسی نغمه ی خود خواند و از صحنه رود ! و ...

 
نویسنده : نیکا سجودی - ساعت ٧:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/۳/٤
 

سلام سلام!خوبين همگی؟يه اتفاقی امروز افتاد که مجبور شدم از وبلاگ هليا يه دزدی مختصر و مفيد بکنم

من امروزاولين روزيه که دنيا رو از پشت ۲ تا شيشه ی کوچولو ميبينم .حس عجيبيه! انگار يه پرده گذاشتن بين منو دنيا انگار دنيا رو گذاشتن تو يه اتاقه شيشه ای و من اومدم ملاقاتش شايدم برعکس اما اين حس واسم خيلی تازه است.هنوز نميدونم دقيق چه جور حسيه فقط ميدونم عجيبه

نمی دونم دنيا رو گذاشتن تو ويترين که ديگه برای اينکه دستم به خيلی چيزها نمی رسه دليلم موجه باشه!-اميدوارم فهميده باشين چی شده-