زندگی صحنه یکتای هنر مندی ماست

زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست ... هر کسی نغمه ی خود خواند و از صحنه رود ! و ...

بحث:دين
نویسنده : نیکا سجودی - ساعت ۳:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/۸/۱۳
 

سلام!

همگی خوبين؟امروز می خوام بحث راجع به دين راه بندازم!البته با زور کتک و ضرب دمپايی و کفش!

خب می دونين من دين رو دوست دارم!البته نه اين دينی رو که اين انسان های کند ذهن به اسم دين می خوان به ما ياد بدن!دين واقعی!يعنی با خدا دوست بودن!من خودم با خدا دوستم!همه می دونن حتی باهاش شوخی هم دارم!ولی شادی تو کل عمرم زير ۵ بار نماز خونده باشم!شايد امسال اولين سالی باشه که روزه گرفتم اونم به اصرار دنيا!شايد شنبه اولين باری باشه که تو عمرم شب احيا رو ببينم!و شايد خيلی ها رو که نماز می خونن رو بی دين بدونم اما.....

به نظر من دين خيلی بهتر از اين چيزاست که آدم نماز بخونه!خدا خيلی آدم ها رو دوست داره بيشتر از اون چيزی که فقط تو چند تا دولا و راست شدن تکراری و چند روز گشنگی و اينجور چيزا پرستش خودش رو خلاصه کنه!

می دونين من بچه بودم دوست داشتم مسيحی باشم!نمی دونم چرا اما خيلی از کارام شبيه اوناست!می دونين من به حجاب و نا محرم و اينجور چيزا اعتقاد ندارم به خيلی چيزها اعتقاد ندارم!

می دونين من می گم دين يعنی اينکه با خدا دوست باشی و کارايی که دوست نداره انجام ندی مثلا دروغ نگی!سالم زندگی کنی!و خيلی چيزهای ديگه!

حالا نظراتونو بگين و هرکی با من موافق دستش بالا

راستيييييييييييييييييييی بهم بگين وبلاگم اينجوری که بحث می ذارم خوبه يا مدل قبليش؟

بای بای