زندگی صحنه یکتای هنر مندی ماست

زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست ... هر کسی نغمه ی خود خواند و از صحنه رود ! و ...

عزرائيل
نویسنده : نیکا سجودی - ساعت ٥:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/٦/٢٦
 
خب فکر کنم که ديگه واقعا از دست عزی(عزرائيل)دارم ديوونه می شم.
بابا جون جان هر کس که دوست داری دست از سر ما بردار.
ببين ديگه واقعا دارم قاط می زنم.
شرمنده ام اما دور اين يه نفر رو بايد يه خط قرمز بکشی.
سره عمو محمود ـگلاره ـکاميار ـ... هيچی بهت نگفتم
اما ديگه طاقت اينو ندارم
يعنی چی هرچی دوست و فاميل دارم می خوای برداری باخودت ببری؟
مگه شهر هرته؟