زندگی صحنه یکتای هنر مندی ماست

زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست ... هر کسی نغمه ی خود خواند و از صحنه رود ! و ...

 
نویسنده : نیکا سجودی - ساعت ٦:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٦/۱٢
 

سلام سلام سلام! به جون خودم تقصير من نبود تقصير يکی از رفقا بود که قرار بود بياد اينجا مطلب بذاره نيومد! پس اون رو دعوا کنين نه من رو

 

راستی ببينم چرا وقتی يکی واسه ی بقيه غريب ميشه همه ی رابطه اشون با هم عوض ميشه و وقتی اون رو ميبينه دلش ميخواد سرشو بکنه و وقتی ميبينتش انگار عزراييل رو ديده!

 

شعر دزدی: آقا از يکی از دوستان يه شعر دزديدم که اين شعراش خيلی خداست اما نمی دونم چرا اين حاجی بکايی ميگه وقت نداره آپ کنه!

بر سنگم هزاران آه با نام تو می نویسم

شاید که راحت شوی از ناراحتی هایم

و فراموش کنی

سنگینی گناه شکستن قلب سنگیم را

شاید که کوله بار من سنگین شود

وتو سبک

اما حیف

حیف که من از تونیستم . تو از من

تا بخشیده شود گناه آه بی گناه

و صد حیف که در این نیستی

 دوستت دارم را

به کرم های خاکی همسایه ام میگویم