زندگی صحنه یکتای هنر مندی ماست

زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست ... هر کسی نغمه ی خود خواند و از صحنه رود ! و ...

 
نویسنده : نیکا سجودی - ساعت ٦:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/۱٠/٢۱
 

اين رو هيربد نوشته و برام فرستاده تا بذارم تو وبلاگم و از حالت مرگ و بی يادداشتی در بياد

 

بگذاريد همه بيانديشند

پريشانی من

بيماری لاعلاج نافهمی زندگيست

روزی آشکارا همه چشم می شوند

لحظه ی رهايی از پيله را

و يا بوی گند شفيره ی خفه شده

مشامشان را تيز می کند

مثال درخت سرمازده

زخمی از ضربات تگرگ

و دلتنگ جوانه های منجمد شده

به انتظار بهار می نشينم.