زندگی صحنه یکتای هنر مندی ماست

زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست ... هر کسی نغمه ی خود خواند و از صحنه رود ! و ...

باخت شيرين!
نویسنده : نیکا سجودی - ساعت ۳:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/٩/٢۸
 
سلام!ايندفعه می خوام راجع به باخت شيرين(!)بنويسم.می دونم شايد عجيب به نظر بياد اما اصلا عجيب نيست.بيشتر آدمها فکر می کنند باخت تلخ خيلی هم تلخ.اما ممکنه که يه باخت تلخ نباشه خيلی هم شيرين باشه اگر آدم سعی کنه که از باخت چيزها و نکته های نهفته درونش رو ياد بگيره و اگه آدم سعی کنه باخت رو بپذيره باخت شيرين می شه!مثلا خود من کلی باخت شيرين داشتم.مثلا چند سال پشت سر هم تو پيدا کردن دوست باختم اما الان می فهمم که چه باخت های شيرينی بودن و الان باعث شدن من کلی چيز راجع به آدمها بفهمم و اينکهامسال يه برد خيلی شيرين تو اين مساله داشته باشم.يا اينکه سه چهار هفته پيش مسابقه واليبال بود و ما باختيم درست که اون موقع يه کوچولو ناراحت شدم اما بعدش فهميدم چه باخت شيرينی بود چون کلی چيز راجع به بازی ياد گرفتيم و باخت رو قبول کرديم.هون روز انقدر خنديديم که کل اتوبوس می خواستن کله ی همه ی ما ها رو بکنن.از بعد از اون بازی تا حالا همه ی بازی ها مونو برديم.اونم چه برد های شيرينی!
سعی کنيد باخت های شيرينی داشته باشيد.
چاکريم
نيکا