زندگی صحنه یکتای هنر مندی ماست

زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست ... هر کسی نغمه ی خود خواند و از صحنه رود ! و ...

بدون شرح !
نویسنده : نیکا سجودی - ساعت ۱٠:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۱۱/۱٧
 

آنگاه که خداوند انسان را آفرید به او گفت برو

و انسان راه افتاد

رفت و رفت

نمی دانست به کجا

فقط می دانست باید برود

سرانجام به حوا رسید و دیگر حرف خدا را کنار گذاشت و نرفت

همانجا ایستاد

و همیشه فکر میکرد سرپیچی کرده

و نمی دانست که خدا می خواست او به حوایش برسد

تا آدم ها و حواها بیایند

...


 
 
...
نویسنده : نیکا سجودی - ساعت ٢:٢۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/۱۱/٩
 

شدیداْ نیازمند یه فرمولم که باهاش مشکلای زندگیم رو حل کنم و یکم خودم رو از دست خاطره ها و چیزهایی که ذهنم رو مشغول میکنه دور کنم!

از کدوم فرمول حل میشن اینا؟!؟!