زندگی صحنه یکتای هنر مندی ماست

زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست ... هر کسی نغمه ی خود خواند و از صحنه رود ! و ...

مطالعات سال اول دبيرستان!
نویسنده : نیکا سجودی - ساعت ٢:۱٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/۳/۳٠
 

سلام!خوبين؟تا الان يک ميليون بار قول دادم که راجع به سياست حرف نزنم و يا چيزی ننويسم اما هردفعه يهو قاطی می کنم و.... بعدش مجبور ميشم برای بار يک ميليون و يکم قول بدم!

خب...همتون می دونين که جمعه ۲۷ خرداد ماه سال۱۳۸۴ نهمين دوره ی انتخابات رياست جمهوری بوده و روز شنبه ۲۸ خرداد نتايج رو اعلام کردن و با یــــــــــــــــــــــــــه عالمه شک و احتمالا تقلب احمدی نژاد و هاشمی اومدن به دور دوم!-برای اينکه اطلاعات بيشتری داشته باشين برين وبلاگ گوديبا http://www.goodiba.persianblog.ir و از اين حکومت رهبر و بقيه ی چيزهاش لذذذت ببرين!-

ميگن حکومت ما قانونيه!ميگن مردم همه کاره ی اين مملکت و نظام هستن!من امسال سال اولی بودم و کتاب مطالعات رو امسال خوندم و حسابی بلدم متن اون کتاب رو اما با اين انتخابات يه سری از مطالبش رو بايد عوض کنن!چطوره اون تيکه هايی رو که بايد عوض کنن و مربوط به فصل پنجم کتاب هست رو با هم ببينيم!:

 

درس دوم صفحه ی ۱۱۰:با پذيرش اين نکته که

-مردم حق دارند سرنوشت خود را خود تعيين کنند

-شاهان دارای حق طبيعی يا الهی حکومت بر مردم نيستند

-و....

مردم به عنوان تعيين کننده در نظام سياسی مطرح می شوند.-؟!؟!-

 

يا جايی ديگه توی همين صفحه نوشته که: برخلاف نظام خودکامه ((آنچه فرد مستبد می گفت و ميکرد قانون تلقی می شد)) و مبنای انتخاب افراد برای تصدی مقام های سياسی ((وفاداری به او)) بود، در نظام های جديد ((قانون به عنوان اساس رفتار همه)) مشهص و معرفی شد و صلاحيت و شايستگی افراد،مبنای انتخاب آنها قرار گرفت.-فقط در مورد نظام های قديمی اين صدق ميکنه؟!-

 

در صفخه ی ۱۱۱ يه جدول هست که توش نوشته: نظام قانونی --> قدرت از آن مردم است.   حاکم نماينده ی مردم است   حاکمان براساس صلاحيت و شايستگی انتخاب می شوند.      و قسمتهايی که معلم ما به عنوان حل فعاليت نوشته عبارتند از:هدف در نظام قانونی جلب زضايت مردم است.   در نظام قانونی مردم آزادی بيان دارند.  -واقعا؟!-

 

در درس سوم نوشته:قبل از مشروطيت نظام سياسی کشور ما نظام خودکامه بود-تا اينجاش قبول-تا اينکه با پيروزی انقلاب اسلامی نظام جمهوری اسلامی شکل گرفت.نظامی که پايه و مبنای آن را اسلام و رای مردم تشکيل می دهد.-رای ما کو اين وسط؟!-

در مورد صلاحيت های رييس جمهور در همين درس نوشته که:

-مدير و مدبر بودن

-دارا بودن حسن سابقه،امانت و تقوا

-مومن و معتقد بودن به مبانی جمهوری اسلامی ايران و مذهب رسمی کشور

-ايرانی الاصل بودن

 

 

صفحه ی ۱۱۷ درس چهارم:براساس قانون اساسی جمهوری اسلامی ايران بسيتری از نقش های سياسی-مانند نمايندگی مجلس خبرگان،نمايندگی شورای اسلامی، رياست جمهوری، عضويت در شوراهای اسلامی شهر و روستا و...-از طريق انتخابات و به اتکای آرای عمومی به افراد محول می شود.

 

بازم هست من نخواستم همش رو بنويسم!ای کاش اينها می دونستن...


 
 
 
نویسنده : نیکا سجودی - ساعت ۱۱:٢۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/۳/٢٧
 

سلام با کلی تاخير!خوبين؟امروز اومدم يه چيزی رو براتون بنويسم که کلی دوسش دارم می دونين چند سال پيش هليا برام يه چيزی درست کرده بود که خيلی خوشگل بود چيزهايی که توش نوشته رو براتون اينجا می نويسم!

life is every thing.

You are as lonely in it as a burnt match

It's a stone which makes you fall.

It's as light as feather.

It's a cool drink.

You have someone in it like string and glue.

Tt's as bright as dawn.

It's as energetic as spring.

And it's full of flowers.

 

 

خداحافظ  خــاتمی و سلام به .... 


 
 
 
نویسنده : نیکا سجودی - ساعت ۱:٠٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/۳/٢٧
 

سلام سلام با کلی تاخير!خوبين؟خوشين؟تابستون خوش می گذره؟

من همين امروز امتحانام تموم شد!هوووووووووووووووووووووووووووووورا!

خواستم ۲تا آپ بکنم يکی راجع به اونهايی که نمی خوان رای بدن و يکی يه متن مصور خوشگل اما ...

بچه ها ۲۸ خرداد ساعت ۴.۳۰ يه فاتحه واسه ی مامان جون من -مامان بزرگم- بخونين!آخ که چقدر دلم براش تنگ شده!


 
 
شما در مقابل دوربين مخفی هستيد.لطفا لبخند بزنيد!
نویسنده : نیکا سجودی - ساعت ۱٠:٥٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/۳/۱٢
 

زندگی همش فيلم!يه فيلم بلند که هروقت نقشت تموم بشه تو هم تموم می شی اما حداقل سعی کن تا قبل از اينکه نقشت تموم بشه بازيگر خوبی باشی که بازيت به ياد موندنی باشيه واسه ی همه!

هممون بازيگرهايی هستيم که که جلوی دوربين مخفی داريم بازی می کنيم پس لطفا لبخند بزنيد!

مهم نيست چند سالت باشه

    

 

مهم نيست پولدار باشی يا فقير

 

     

 

مهم نيست خوشگل باشی يا زشت

 

     

 

مهم نيست واقعا بخندی يا نه

 

     

 

مهم نيست مهربون باشی يا بدجنس

  

 

مهم نيست خنده ات موذيانه باشه يا صادقانه

  

 

مهم اينه که فقط بخندی!

 


 
 
 
نویسنده : نیکا سجودی - ساعت ٤:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/۳/۸
 

سلام!امروز از روی يه کتاب براتون می نويسم!کتاب استخوان خوک و دست های جذامی  نوشته ی مصطفی مستور. کلی از اينکه به آدمها بد و بيراه گفته خوشم اومد

شب.پنجره ی رو به خيابان آپارتمانی در طبقه ی چهاردهم برج مسکونی خاوران ناگهان باز شد و مردی-اسمش دانيال-انگار کله اش را آتش زده باشند،رو به خيابان جيغ کشيد:

((اون پايين داريد چيکار می کنيد؟با شما هستم!با شما عوضی ها که عينهو کرم داريد تو هم می لوليد.چی حيال کرديد؟همه تون،از وکيل و وزير گرفته تا سپور و آشپز و پروفسور،آخرش می شيد دو عدد.خيلی که هنر کنيد، خيلی که خبر مرگتون به خودتون برسيد،فاصله ی دو عددتون می شه صد.صدام رو می شنفيد؟می شيد يه پيرمرد آب زیپوی عوضی بوگندو.کافيه دور تند نيگاش کنيد.همين که دور تند نيگاش کرديد می فهميد چه گندی زده يد.می فهميد چه چيز هجو و مزخرفی درست کرده يد.حالا با اين عجله کدوم جهنمی قراره بريد؟قراره چه غلطی بکنيد که ديگرون نکرده ند؟واسه ی چی سر يه مستطيل يا مربع خاکی دخل هم رو می آريد؟بدبخت ها!شما به خودی خود بدبخت هستيد،ديگه واسه ی چی اوضاع رو بدتر می کنيد؟))

...

((از يه طرف تا چشاتون به هم می افته،اولين کاری که می کنيد،يعنی آسون ترين کاری که می کنيد اينه که عاشق همديگه می شيد.لعنت به شما و کاراتون که هيشکی ازشون سر در نمی ياره.عاشق می شيد بعد ازدواج می کنيد.صدام رو می شنفيد؟...))

...

((عاشق می شيد و بعد عروسی می کنيد و بعد بچه دار می شيد و بعد حالتون از هم بهم می خوره و طلاق می گيريد.گاهی هم طلاق نگرفته باز ميريد عاشق يکی ديگه می شيد.لعنت به همتون که حتی مثل مرغابی ها هم نمی تونيد با يکی باشيد بوق نزن عوضی!صداش رو خاموش کن و گوش کن ببين چی دارم می گم!همه ش هفتاد شهتاد سال.يعنی اگه شانس بياريد و زودتر ريق رحمت رو سر نکشيد،خيلی که توی اين خراب شده  باشيد هفتاد،هشتاد سال سال بيشتر نيست.لامسبا اگه هفتصد سال می مونديد چی کار می کرديد؟گمونم خون هم رو تو شيشه می کرديد.گرچه همين حالاشم می کنيد.يعنی غلطی هست که نکرده باشيد؟به شرفم قسم هرکاری که خواسته يد کرده يد و اگه نکرده يد لابد نتونسته يد.مطمئنم از سر دلسوزی و اين جور چيزها نبوده که نکرده يد.حکما عرضه ش رو نداشته يد.....))


 
 
 
نویسنده : نیکا سجودی - ساعت ٧:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/۳/٤
 

سلام سلام!خوبين همگی؟يه اتفاقی امروز افتاد که مجبور شدم از وبلاگ هليا يه دزدی مختصر و مفيد بکنم

من امروزاولين روزيه که دنيا رو از پشت ۲ تا شيشه ی کوچولو ميبينم .حس عجيبيه! انگار يه پرده گذاشتن بين منو دنيا انگار دنيا رو گذاشتن تو يه اتاقه شيشه ای و من اومدم ملاقاتش شايدم برعکس اما اين حس واسم خيلی تازه است.هنوز نميدونم دقيق چه جور حسيه فقط ميدونم عجيبه

نمی دونم دنيا رو گذاشتن تو ويترين که ديگه برای اينکه دستم به خيلی چيزها نمی رسه دليلم موجه باشه!-اميدوارم فهميده باشين چی شده-


 
 
انتخابات
نویسنده : نیکا سجودی - ساعت ۱٠:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/۳/۳
 

می بينم که انتخابات رياست جمهوری در پيش و همی بسی بسيار يه عالمه آدم نماينده شدن!واقعا شاهکارن!مطمئنم اين همه انسان توووپ و با اعتماد به نفس تو عمرتون يه جا نديديناوووووووووووووووه خيليه ها ۱۰۱۴ نفررفتن که از اين ۱۰۱۴ نفر ۳۰۰ نفرشون زير ۳۰ سال بودن!بابا ما نمی دونستيم اين همه جوون داريماااااااچطوره يه سری از نماينده ها و حرفهاشون رو باهم مورمور کنيم:

۱-محمد حسين پهلوان که به اسم عرشيا فعاليت می کنه و خواننده است بعد از اينکه ثبت نام کرد به جمعيت يه حالی داد و همه رو يه دهن مهمون کرد

۲-يه خانومی که ۲۷ ساله که کارش اينه که کلاهبردارها رو پيدا می کنه و تحويل می ده اومده و ثبت نام کرده-کلاهبردارهای عزيز مواظب باشين خب؟-

۳-يه پيرمرد ۸۵ ساله که ۱۸ ساله پشت کنکور و امسال دانشجوی سال آخر

۴-از يکی از کانديداها پرسيدن ببخشيد جناب شما می دونين کيک زرد چيه؟آقای جناب برگشت و جواب داد: آقا شرمنده من سررشته ای از قنادی ندارم!

۵-يک نفر آدم هم اومده بود ثبت نام کرده بود فقط برای اينکه با پول وام تبليغات بتونه پول رهن خونه اش رو بده

۶-يک عدد انسان ۲۷ سال که اومده کانديدا شده منت گذاشته و فرموده فقط به سه شرط حاظر با آمريکا رابطه داشته باشه:۱.نيروهای آمريکا از عراق خارج بشن  ۲.اسرائيل از فلسطيت خارج بشه  ۳.آمريکا بطور کامل حقوق بشر رو رعايت کنه و اينکه جرج بوش مسلمون بشه

۷-آقا مصطفی که دوم دبيرستان و چون سنش کمه نمی تونه چک بانکی امضا کنه نتونست ثبت نام کنه

۸-يه دختر ۱۸ ساله به همراه داداش ۳۰ ساله اش که اين دختر گرامی سر حرفشون ايستادن و می گن به هيچ وجه حاضر نيستن به نفع داداش گرامی کنار برن-توی مصاحبه ای که با اين دختر خانوم کردن گفت مطمئن تمام جوون های ايرانی به اون رای می دن-

۹-از يکی از اين کانديداها می پرسن برنامه ات چيه؟ميگه:۱.ورزش باستانی بايد اجباری بشه.  ۲.همه بايد تسبيح داشته باشن(!)

۱۰-يک پيرمرد گردالو که يه پلاکارد رو سينه اش چسبونده بود و روش گنده نوشته بود:نوکر ملت ايران

۱۱-يکی که با لباس عربی اومده بود ستاد انتخابات کشور و ادعا می کنه مخدی موعود و اسم پدرش هم حسن عسگری هستش اما متاسفانه به خاطر اينکه شناسنامه اش يکم مشکل داشت و مدرک نداشت نتونست ثبت نام کنه!

۱۲-يکی که قيافه اش خيلييييييييی شبيه صدام!وقتی بهش می گن چرا اومدين ثبت نام کنين ميگه برای اينکه کارگردان ها منو ببينن بيشتر با من آشنا بشن اگه توی فيلم هاشون خواستن يکی نقش صدام رو بازی کنه بتونن راحت منو پيدا کنن

فکر کنم ديگه بس!اما اين مردم به همه جور آدمی متوسل شدن تا انتخاب بشن از چه گوارا گرفته تا امام زمان

 

هرچقدر منو هليا به مامانم گفتيم پاشه بياد کانديدا بشه گفت وقت ندارم دارم سبزی پاک می کنم!شانس نداريم ديگه دقيقا اون چندروزی بود که مامانم سبزی می خواست پاک کنه و کلی نخود گرفته بود انبار کنه